ورود | ثبت نام
captcha
با ورود و یا ثبت نام در وبسایت رسمی دکتر مردان شما شرایط و قوانین استفاده از سرویس‌های سایت دکتر مردان و قوانین حریم خصوصی آن را می‌پذیرید.
ورود | ثبت نام
captcha
با ورود و یا ثبت نام در وبسایت رسمی دکتر مردان شما شرایط و قوانین استفاده از سرویس‌های سایت دکتر مردان و قوانین حریم خصوصی آن را می‌پذیرید.

طرحواره درمانی چیست؟ آشنایی با انواع طرحواره‌ها و روش درمان

خواندن این مطلب

8 دقیقه

زمان میبرد!

طرحواره درمانی چیست؟ آشنایی با انواع طرحواره‌ها و روش درمان

بسیاری از ما در زندگی با الگوهایی روبه‌رو می‌شویم که گویی پایانی ندارند. بارها در روابط عاطفی با آدم‌های مشابهی وارد رابطه می‌شویم که در نهایت ما را رها می‌کنند، یا علیرغم موفقیت‌های زیاد، همیشه ته دلمان احساس می‌کنیم «کافی نیستیم» و یا در مواجهه با انتقاد، چنان به هم می‌ریزیم که گویی تمام موجودیت ما زیر سؤال رفته است. این الگوهای تکرار شونده، همان جایی هستند که «طرحواره‌درمانی» وارد عمل می‌شود تا نه فقط علائم ظاهری، بلکه ریشه‌های عمیق شخصیتی ما را که در دوران کودکی شکل گرفته‌اند، بازنگری کند.

در این مقاله، قصد داریم نگاهی جامع اما گذرا به دنیای طرحواره‌درمانی بیندازیم. این رویکرد که توسط دکتر جفری یانگ ابداع شده، تلفیقی است از شناخت‌درمانی، رفتارگرایی، روان‌کاوی و نظریه دلبستگی که هدف آن تغییر عمیق‌ترین باورهای ماست.

طرحواره چیست و چگونه شکل می‌گیرد؟

طرحواره‌ها در واقع «عینک‌هایی» هستند که ما از دوران کودکی به چشم زده‌ایم و از پشت آن‌ها به خودمان، دیگران و جهان نگاه می‌کنیم. وقتی نیازهای اساسی یک کودک (مثل نیاز به امنیت، محبت، استقلال، آزادی در بیان هیجانات و تفریح) به درستی برآورده نشود، ذهن او برای بقا و درک دنیای اطرافش، الگوهای ثابتی را می‌سازد.

این الگوها در بزرگسالی به «طرحواره‌های ناسازگار اولیه» تبدیل می‌شوند. آن‌ها در واقع خاطرات، هیجانات، افکار و حس‌های بدنی هستند که باعث می‌شوند ما در موقعیت‌های مختلف، واکنش‌های شدیدی نشان دهیم که شاید با واقعیتِ فعلی تناسبی نداشته باشد.

در یکی از جلسات درمانی، مراجعی داشتم که از تهران برای درمان اضطراب شدید در روابطش مراجعه کرده بود. او هر بار که پارتنرش پیامی را دیر جواب می‌داد، دچار تپش قلب و وحشت می‌شد و مدام تماس می‌گرفت تا مطمئن شود او نرفته است. در بررسی‌ها مشخص شد که او در کودکی، والدینی داشته که از نظر عاطفی غیرقابل پیش‌بینی بودند؛ گاهی بودند و گاهی به ناگهان سرد می‌شدند. طرحواره «رهاشدگی» در او چنان ریشه دوانده بود که حتی در یک رابطه امن فعلی، ذهن او مدام در وضعیت هشدار قرمز قرار داشت و تصور می‌کرد فاجعه‌ی دوران کودکی در حال تکرار است.

حوزه‌های پنج‌گانه طرحواره‌ها

طرحواره‌ها بر اساس نیازهای ارضا نشده، در ۵ دسته اصلی یا «حوزه» قرار می‌گیرند. هر حوزه شامل چندین طرحواره مشخص است که در ادامه به اختصار به آن‌ها می‌پردازیم.

حوزه اول: بریدگی و طرد

این حوزه مربوط به افرادی است که در خانواده‌هایی بزرگ شده‌اند که سرد، تنبیه کننده، منزوی یا غیرقابل پیش‌بینی بوده‌اند. این افراد در ایجاد پیوند ایمن با دیگران مشکل دارند.

  • رهاشدگی/بی‌ثباتی: ترس از اینکه عزیزانشان بمیرند یا آن‌ها را به خاطر فرد دیگری رها کنند.
  • بی‌اعتمادی/بدرفتاری: انتظار اینکه دیگران به آن‌ها ضربه بزنند، کلک بزنند یا از آن‌ها سوءاستفاده کنند.
  • محرومیت هیجانی: این باور که هیچ‌کس واقعاً آن‌ها را درک نمی‌کند و نیازهای عاطفی‌شان هرگز برآورده نخواهد شد.
  • نقص/شرم: احساس درونی مبنی بر اینکه فردی بد، حقیر یا دوست‌نداشتنی هستند.
  • انزوای اجتماعی/بیگانگی: احساس اینکه با دیگران متفاوت هستند و به هیچ گروهی تعلق ندارند.

حوزه دوم: خودگردانی و عملکرد مختل

این حوزه مربوط به کسانی است که در کودکی اجازه نیافته‌اند هویت مستقل خود را شکل دهند و به شدت به والدین وابسته مانده‌اند.

  • وابستگی/بی‌کفایتی: احساس اینکه بدون کمک دیگران نمی‌توانند کارهای روزمره را انجام دهند.
  • آسیب‌پذیری نسبت به ضرر و بیماری: ترس مداوم از اینکه فاجعه‌ای (پزشکی، مالی یا طبیعی) در کمین است.
  • خود تحول‌نیافته/گرفتار: پیوند عاطفی بیش از حد با والدین به قیمت از دست دادن هویت شخصی.
  • شکست: این باور که فرد در مقایسه با همسالانش در حوزه‌های پیشرفت (تحصیل، کار) همیشه شکست‌خورده است.

حوزه سوم: محدودیت‌های مختل

این افراد در کودکی محدودیت‌های واقع‌بینانه را تجربه نکرده‌اند و معمولاً والدین بیش از حد آسان‌گیر داشته‌اند.

  • استحقاق/بزرگ‌منشی: احساس اینکه از دیگران برتر هستند و باید هر چه می‌خواهند بلافاصله فراهم شود.
  • خویشتن‌داری و خودانضباطی ناکافی: ناتوانی در تحمل ناکامی برای رسیدن به اهداف طولانی‌مدت و تکانشی بودن.

حوزه چهارم: دیگرجهت‌مندی

در این حوزه، فرد نیازهای دیگران را به نیازهای خود ترجیح می‌دهد تا تایید بگیرد یا از تنبیه دوری کند.

  • اطاعت: تسلیم شدن اجباری در برابر خواسته‌های دیگران برای جلوگیری از خشم یا طرد.
  • ایثار: فداکاری مفرط برای دیگران به قیمت نادیده گرفتن نیازهای خود (معمولاً با احساس گناه همراه است).
  • پذیرش‌جویی/جلب‌توجه: تمرکز بیش از حد بر به دست آوردن تایید و توجه دیگران به جای شکل‌دهی به خودِ واقعی.

حوزه پنجم: گوش‌بزنگی بیش از حد و بازداری

این حوزه مربوط به خانواده‌هایی است که بسیار سخت‌گیر، وظیفه‌مدار و کمال‌گرا بوده‌اند و لذت و شادی در آن‌ها جایی نداشته است.

  • منفی‌گرایی/بدبینی: تمرکز مداوم بر جنبه‌های منفی زندگی و نادیده گرفتن مثبت‌ها.
  • بازداری هیجانی: خودداری از بیان احساسات و تکانه‌ها به دلیل شرم یا ترس از قضاوت.
  • معیارهای سرسختانه/عیب‌جویی افراطی: تلاش بی‌وقفه برای رسیدن به استانداردهای بسیار بالا برای جلوگیری از انتقاد.
  • تنبیه: این باور که افراد (از جمله خودشان) به خاطر اشتباهات باید به سختی تنبیه شوند.

در میانه مسیر درمان، با مراجعی روبرو شدم که در یک پست مدیریتی حساس مشغول به کار بود. او علیرغم تمام موفقیت‌هایش، هر شب با اضطراب شدید به خانه می‌رفت و مدام لیست کارهای فردا را چک می‌کرد. او می‌گفت: «حس می‌کنم اگر حتی یک ایمیل را اشتباه جواب بدهم، تمام اعتبارم از بین می‌رود.» در اینجا طرحواره «معیارهای سرسختانه» و «شکست» به وضوح دیده می‌شد. او در کودکی تنها زمانی مورد تشویق قرار می‌گرفته که نمره بیست می‌گرفت و هر نمره کمتری با سکوتِ سنگین و معنادار پدرش همراه بود. او در واقع نه برای لذت، بلکه برای «فرار از احساس بی‌کفایتی» می‌دوید.

سبک‌های مقابله‌ای: ما چگونه با درد طرحواره‌ها کنار می‌آییم؟

وقتی طرحواره‌ای فعال می‌شود، درد روانی شدیدی ایجاد می‌کند. ذهن ما برای کاهش این درد، از سه استراتژی مقابله‌ای استفاده می‌کند که در کوتاه‌مدت جواب می‌دهند اما در بلندمدت طرحواره را تقویت می‌کنند:

  1. تسلیم (Surrender): فرد طرحواره را می‌پذیرد و طوری رفتار می‌کند که انگار واقعیت دارد. (مثلاً در طرحواره نقص، فرد با کسی ازدواج می‌کند که مدام او را تحقیر می‌کند).
  2. اجتناب (Avoidance): فرد سعی می‌کند موقعیت‌هایی که طرحواره را فعال می‌کنند، نادیده بگیرد. (مثلاً فردی با طرحواره شکست، هرگز برای شغل‌های جدید درخواست نمی‌دهد یا به سمت الکل و مواد می‌رود تا فکر نکند).
  3. جبران افراطی (Overcompensation): فرد دقیقاً برعکس طرحواره‌اش رفتار می‌کند تا آن را پنهان کند. (مثلاً فردی با طرحواره نقص، بسیار متکبرانه رفتار می‌کند تا کسی نفهمد او از درون چقدر احساس حقارت می‌کند).

ذهنیت‌ها یا مودهای طرحواره‌ای (Schema Modes)

گاهی ما در لحظات مختلف، به آدم‌های متفاوتی تبدیل می‌شویم. یک لحظه غمگین و شکننده هستیم، لحظه بعد عصبانی و پرخاشگر و لحظه‌ای دیگر منطقی. در طرحواره‌درمانی به این وضعیت‌های گذرا، «مود» یا ذهنیت می‌گویند. مودها شامل موارد زیر هستند:

  • مودهای کودک: (کودک آسیب‌دیده، کودک خشمگین، کودک تکانشی، کودک شاد).
  • مودهای مقابله‌ای ناسازگار: (مثل محافظت‌کننده بی‌تفاوت که فرد را از نظر عاطفی کرخت می‌کند).
  • مودهای والد ناسازگار: (والد تنبیه کننده یا والد پرتوقع که همان صدای درونی است که ما را سرزنش می‌کند).
  • مود بزرگسال سالم: این هدف نهایی درمان است؛ بخشی از ما که می‌تواند از کودک درون مراقبت کند و با والد سرزنش‌گر مقابله نماید.

به یاد می‌آورم در یکی از جلسات، مراجعی که معمولاً بسیار آرام و منطقی به نظر می‌رسید، وقتی درباره انتقاد همکارش صحبت کردیم، ناگهان لحن صدایش تغییر کرد، شانه‌هایش منقبض شد و با لحنی کودکانه گفت: «همیشه همین است، هیچ‌کس مرا نمی‌بیند.» در آن لحظه او از مود «بزرگسال» به مود «کودک آسیب‌دیده» فرو رفته بود. وظیفه من در آن لحظه این بود که کمک کنم او این جابجایی را درک کند و یاد بگیرد چگونه با بخش بزرگسالش، به آن کودکِ ترسیده اطمینان خاطر بدهد که اکنون در امان است و دیگر آن کودکِ بی‌دفاعِ سال‌های دور نیست.

فرآیند درمان در طرحواره‌درمانی

طرحواره‌درمانی یک فرآیند مرحله‌بندی شده است:

  1. مرحله ارزیابی و آموزش: در این مرحله با استفاده از پرسشنامه‌ها و مصاحبه، طرحواره‌ها شناسایی می‌شوند و مراجع یاد می‌گیرد که ریشه مشکلاتش کجاست.
  2. مرحله تغییر: این مرحله شامل تکنیک‌های مختلفی است:
  • تکنیک‌های شناختی: چالش با باورهای غلط و نوشتن کارت‌های آموزشی.
  • تکنیک‌های تجربی (هیجانی): استفاده از تصویرسازی ذهنی و صندلی خالی برای تخلیه هیجانات و بازنویسی خاطرات کودکی.
  • تکنیک‌های رفتاری: تمرین رفتارهای جدید در دنیای واقعی و شکستن الگوهای قدیمی.
  • رابطه درمانی (بازوالدینی مدبرانه): در این رویکرد، درمانگر نقش یک والد سالم را ایفا می‌کند تا نیازهای عاطفی مراجع را در حد مرزهای حرفه‌ای برآورده کند و به او امنیت بدهد.

چرا طرحواره‌درمانی؟

این روش به ویژه برای کسانی که از درمان‌های کوتاه مدت نتیجه نگرفته‌اند، یا با اختلالات شخصیتی، مشکلات ریشه‌دار در روابط و افسردگی‌های مزمن دست و پنجه نرم می‌کنند، بسیار موثر است. طرحواره‌درمانی به ما کمک می‌کند تا از تکرار تاریخ شخصی‌مان دست برداریم و آگاهانه زندگی کنیم.

هدف نهایی این است که «بزرگسال سالم» درونمان را تقویت کنیم تا بتواند افسار زندگی را به دست بگیرد، نیازهای کودک درون را به شکلی سالم برآورده کند و به صداهای سمیِ والدینِ درونی شده پایان دهد.

جمع‌بندی

طرحواره‌درمانی مسیری است از خودشناسی عمیق به سوی تغییر ماندگار. اگرچه مواجهه با دردهای قدیمی در ابتدا دشوار به نظر می‌رسد، اما این تنها راهی است که می‌توان از زندان الگوهای تکراری رها شد و زندگی را نه بر اساس ترس‌های گذشته، بلکه بر اساس ارزش‌های امروز بنا کرد.

درباره نویسنــده
نویسنده
فهیمه مردان
نظرات کاربـــران
فاقد دیدگاه
دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است. اولین دیدگاه را شما بنویسید.
ثبت دیدگاه

دسته بندی مطالب

محصولات جدید

نوروفیدبک
تومان
1,600,000
مشاوره فردی
تومان
2,000,000
زوج درمانی
تومان
3,000,000
تمرینات شناختی
تومان
1,500,000
نقشه مغزی
تومان
3,000,000
تست IVA2
تومان
1,500,000

جستجو کنید ...

تبلیغات