ورود | ثبت نام
captcha
با ورود و یا ثبت نام در وبسایت رسمی دکتر مردان شما شرایط و قوانین استفاده از سرویس‌های سایت دکتر مردان و قوانین حریم خصوصی آن را می‌پذیرید.
ورود | ثبت نام
captcha
با ورود و یا ثبت نام در وبسایت رسمی دکتر مردان شما شرایط و قوانین استفاده از سرویس‌های سایت دکتر مردان و قوانین حریم خصوصی آن را می‌پذیرید.

بسیاری از افراد با این تصور وارد محیط کار می‌شوند که اگر سخت‌تر کار کنند، عملکرد بهتری هم خواهند داشت. اما بعد از مدتی متوجه می‌شوند با وجود تلاش زیاد، تمرکز پایین می‌آید، اشتباهات بیشتر می‌شود، تصمیم‌گیری سخت‌تر می‌شود و ذهن زود خسته می‌شود. در چنین شرایطی مسئله معمولاً «کم‌کاری» نیست؛ بلکه نحوه استفاده از توان ذهنی است.

عملکرد ذهنی در کار فقط به هوش یا دانش تخصصی مربوط نمی‌شود. عوامل مختلفی مثل کیفیت خواب، تنظیم هیجان، توانایی تمرکز، نحوه مدیریت فشار کاری، ساختار محیط کار و حتی سبک فکر کردن می‌توانند روی کارایی ذهن اثر بگذارند. به همین دلیل گاهی فردی که توانایی بالایی دارد، در عمل بازدهی کمتری از ظرفیت واقعی خود نشان می‌دهد.

در جلسات درمانی بارها دیده می‌شود که مشکل اصلی افراد «نداشتن توانایی» نیست، بلکه ذهن آن‌ها زیر فشار عوامل مختلفی قرار گرفته که اجازه نمی‌دهد این توانایی به شکل مؤثر استفاده شود.

یکی از مراجعانی که برای مشاوره مراجعه کرده بود، مدیر یک شرکت در تهران بود. او می‌گفت قبلاً می‌توانسته چندین تصمیم مهم را در یک روز بگیرد، اما مدتی بود که حتی برای کارهای ساده هم زمان زیادی صرف می‌کرد و مدام کارها را عقب می‌انداخت. در بررسی‌های اولیه مشخص شد که حجم زیاد مسئولیت، خواب نامنظم و نگرانی دائمی درباره آینده شرکت باعث شده ذهن او دائماً در حالت هشدار بماند. در چنین شرایطی مغز بیشتر درگیر مدیریت اضطراب می‌شود تا پردازش مؤثر اطلاعات.

برای بهبود عملکرد ذهنی در کار، لازم است چند بُعد مختلف از عملکرد مغز و روان را در نظر بگیریم.

اولین عامل مهم، مدیریت توجه و تمرکز است.

بسیاری از افراد تصور می‌کنند مشکل اصلی آن‌ها «حواس‌پرتی» است، در حالی که مسئله عمیق‌تر از این است. ذهن انسان برای تمرکز طولانی‌مدت طراحی نشده است. اگر محیط کار پر از وقفه، پیام‌ها، تماس‌ها و اعلان‌ها باشد، مغز مجبور می‌شود بارها بین کارهای مختلف جابه‌جا شود.

این جابه‌جایی مداوم که در روانشناسی شناختی به آن «تعویض توجه» گفته می‌شود، انرژی ذهنی زیادی مصرف می‌کند. نتیجه آن کاهش کیفیت تصمیم‌گیری و افزایش خستگی ذهنی است.

یکی از مراجعان آنلاین از اصفهان که در حوزه برنامه‌نویسی فعالیت می‌کرد، می‌گفت در طول روز ساعت‌های زیادی پشت کامپیوتر می‌نشیند اما پیشرفت واقعی در پروژه‌ها کم است. وقتی الگوی کاری او بررسی شد، مشخص شد هر چند دقیقه یک‌بار ایمیل، پیام‌رسان‌ها یا شبکه‌های اجتماعی را چک می‌کند. ذهن او عملاً هیچ‌گاه وارد مرحله تمرکز عمیق نمی‌شد.

یکی از روش‌های ساده اما مؤثر برای بهبود عملکرد ذهنی، ایجاد «بازه‌های تمرکز عمیق» در طول روز است. یعنی زمانی مشخص که در آن اعلان‌ها، پیام‌ها و عوامل مزاحم تا حد ممکن حذف شوند و ذهن فقط روی یک کار مشخص متمرکز شود.

حتی ۳۰ تا ۶۰ دقیقه تمرکز واقعی می‌تواند بازدهی بیشتری نسبت به چند ساعت کار پراکنده داشته باشد.

عامل مهم دوم، مدیریت انرژی ذهنی است.

بسیاری از افراد کار ذهنی را مانند کار فیزیکی در نظر نمی‌گیرند. در حالی که فعالیت‌های شناختی سنگین، انرژی زیادی از مغز مصرف می‌کنند. تصمیم‌گیری، تحلیل اطلاعات، حل مسئله و برنامه‌ریزی همگی فرآیندهای پرمصرف برای مغز هستند.

اگر این فعالیت‌ها بدون استراحت مناسب ادامه پیدا کنند، مغز به تدریج دچار خستگی شناختی می‌شود. در این حالت فرد ممکن است احساس کند ذهنش «کند» شده یا نمی‌تواند به خوبی فکر کند.

در اتاق درمان، فردی از شیراز که به صورت آنلاین مراجعه کرده بود، از این شکایت داشت که در پایان روز کاری احساس می‌کند مغزش کاملاً تخلیه شده است. او در یک شرکت بازرگانی کار می‌کرد و تقریباً تمام روز درگیر تصمیم‌های سریع و پاسخ دادن به پیام‌های کاری بود. وقتی برنامه روزانه او بررسی شد، مشخص شد که تقریباً هیچ فاصله ذهنی بین کارها وجود ندارد.

مغز برای بازیابی انرژی نیاز به وقفه‌های کوتاه دارد. حتی چند دقیقه فاصله گرفتن از صفحه نمایش، حرکت فیزیکی کوتاه یا تغییر فعالیت می‌تواند به بازگشت تمرکز کمک کند.

عامل سوم، کیفیت خواب است.

خواب یکی از مهم‌ترین پایه‌های عملکرد شناختی است. در طول خواب، مغز اطلاعات روز را پردازش می‌کند، حافظه تثبیت می‌شود و شبکه‌های عصبی بازسازی می‌شوند. کمبود خواب می‌تواند تمرکز، حافظه کاری و سرعت تصمیم‌گیری را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

در کار بالینی گاهی دیده می‌شود افرادی که تصور می‌کنند مشکل تمرکز دارند، در واقع با کمبود خواب مزمن مواجه هستند.

برای مثال یکی از مراجعان که در تهران در حوزه مالی فعالیت می‌کرد، به دلیل کار زیاد تا نیمه‌های شب بیدار می‌ماند. او احساس می‌کرد در جلسات کاری نمی‌تواند رشته افکار را دنبال کند و گاهی اطلاعات مهم را فراموش می‌کند. وقتی الگوی خواب او اصلاح شد و زمان خواب منظم‌تری پیدا کرد، بخش زیادی از مشکلات تمرکز او کاهش پیدا کرد.

عامل چهارم، مدیریت فشار روانی و اضطراب است.

مغز انسان در شرایط استرس شدید، اولویت خود را از پردازش پیچیده به بقا تغییر می‌دهد. در این حالت سیستم عصبی بیشتر روی تشخیص تهدید و واکنش سریع تمرکز می‌کند. این سازوکار در موقعیت‌های خطرناک مفید است، اما در محیط کار می‌تواند عملکرد شناختی را مختل کند.

وقتی ذهن درگیر نگرانی مداوم درباره آینده، اشتباهات یا قضاوت دیگران باشد، بخش زیادی از منابع ذهنی صرف این افکار می‌شود.

یکی از مراجعان آنلاین از تورنتو که چند سال قبل مهاجرت کرده بود، در یک شرکت فناوری کار می‌کرد و احساس می‌کرد نسبت به همکارانش کندتر است. در گفت‌وگوهای درمانی مشخص شد که او دائماً نگران این است که اشتباهی انجام دهد و موقعیت شغلی‌اش را از دست بدهد. همین نگرانی دائمی باعث می‌شد هنگام انجام کارها چندین بار همه چیز را بررسی کند و سرعت کارش کاهش پیدا کند.

وقتی اضطراب کاهش پیدا کرد و نگاه واقع‌بینانه‌تری به عملکرد خود پیدا کرد، تمرکز و کارایی ذهنی او هم بهتر شد.

عامل پنجم، وضوح اهداف کاری است.

ذهن انسان زمانی بهتر عمل می‌کند که بداند دقیقاً باید روی چه چیزی تمرکز کند. اهداف مبهم باعث می‌شوند ذهن بین گزینه‌های مختلف سرگردان بماند.

برای مثال اگر فردی فقط بداند که «باید روی پروژه کار کند»، ممکن است شروع کار برایش سخت باشد. اما اگر بداند که «در دو ساعت آینده باید بخش مشخصی از گزارش را تکمیل کند»، ذهن راحت‌تر وارد عمل می‌شود.

یکی از مراجعان که در تهران در حوزه معماری فعالیت می‌کرد، می‌گفت ساعت‌ها پشت میز می‌نشیند اما پیشرفت کار کم است. وقتی سبک برنامه‌ریزی او بررسی شد، مشخص شد کارها به شکل کلی در لیست قرار گرفته‌اند و مراحل مشخصی ندارند. با تبدیل پروژه‌های بزرگ به وظایف کوچک‌تر و قابل اندازه‌گیری، شروع کار برای او آسان‌تر شد.

عامل ششم، محیط کاری مناسب برای تمرکز است.

محیط کار می‌تواند به شکل قابل توجهی بر عملکرد ذهنی اثر بگذارد. نور، صدا، نظم محیط، دمای فضا و حتی نحوه چیدمان میز کار می‌توانند روی تمرکز اثر داشته باشند.

در برخی محیط‌ها، حجم زیاد محرک‌ها باعث می‌شود مغز دائماً در حال پردازش اطلاعات غیرضروری باشد. این وضعیت به تدریج خستگی شناختی ایجاد می‌کند.

برای مثال فردی که به صورت آنلاین از برلین برای مشاوره مراجعه کرده بود، در خانه کار می‌کرد و می‌گفت تمرکز روی کار برایش بسیار سخت شده است. بررسی‌ها نشان داد فضای کاری او همان جایی است که استراحت می‌کند، غذا می‌خورد و با دوستان صحبت می‌کند. در واقع مغز او این فضا را به عنوان محیط کار تشخیص نمی‌داد. با ایجاد یک فضای کاری مشخص در خانه، تمرکز او به شکل محسوسی بهتر شد.

عامل مهم دیگر، نحوه برخورد ذهن با اشتباهات است.

افرادی که استانداردهای بسیار سختگیرانه برای خود دارند، معمولاً فشار ذهنی زیادی تجربه می‌کنند. ترس از اشتباه می‌تواند باعث تعلل، کمال‌گرایی افراطی یا اجتناب از تصمیم‌گیری شود.

در جلسات درمانی گاهی دیده می‌شود که فرد به دلیل همین فشار درونی، از شروع کارهای مهم اجتناب می‌کند.

در چنین شرایطی یادگیری این نکته مهم است که عملکرد ذهنی پایدار معمولاً نتیجه پیشرفت تدریجی است، نه انجام بی‌نقص همه کارها.

عامل دیگر که کمتر به آن توجه می‌شود، تنظیم چرخه‌های کاری مغز است.

مغز در طول روز دوره‌هایی از تمرکز بالا و دوره‌هایی از افت انرژی دارد. برخی افراد در ساعات ابتدایی صبح بهترین عملکرد ذهنی را دارند، در حالی که برخی دیگر در ساعات بعدازظهر یا شب بهتر کار می‌کنند.

شناخت این الگوها می‌تواند به برنامه‌ریزی بهتر کارها کمک کند. کارهای پیچیده‌تر بهتر است در زمانی انجام شوند که ذهن بیشترین انرژی را دارد.

در مقابل، کارهای ساده‌تر یا تکراری را می‌توان به زمان‌هایی موکول کرد که انرژی ذهنی کمتر است.

همچنین فعالیت بدنی منظم می‌تواند به بهبود عملکرد شناختی کمک کند. حرکت بدنی باعث افزایش جریان خون در مغز می‌شود و به تنظیم بهتر خلق و تمرکز کمک می‌کند.

در بسیاری از افراد، ترکیب چند عامل کوچک می‌تواند تفاوت قابل توجهی در عملکرد ذهنی ایجاد کند. تنظیم خواب، ایجاد بازه‌های تمرکز، کاهش عوامل مزاحم، برنامه‌ریزی دقیق‌تر و توجه به سلامت روان همگی می‌توانند به شکل همزمان بر کارایی ذهن اثر بگذارند.

نکته مهم این است که کاهش عملکرد ذهنی در کار همیشه نشانه ضعف فرد نیست. گاهی این وضعیت پیام مغز است که نشان می‌دهد فشارهای مختلف از حد قابل تحمل عبور کرده‌اند.

اگر مشکلات تمرکز، تصمیم‌گیری یا خستگی ذهنی به شکل طولانی‌مدت ادامه پیدا کنند و روی کیفیت کار یا زندگی اثر بگذارند، بررسی تخصصی می‌تواند کمک‌کننده باشد. در ارزیابی‌های روانشناختی گاهی مشخص می‌شود که عواملی مانند اضطراب، فرسودگی شغلی، اختلال خواب یا مشکلات توجه در پسِ این مسئله قرار دارند.

جمع‌بندی

عملکرد ذهنی در کار تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل شناختی، هیجانی و محیطی قرار دارد. تمرکز مؤثر، مدیریت انرژی ذهنی، خواب کافی، کاهش اضطراب، وضوح اهداف و محیط کاری مناسب همگی نقش مهمی در کارایی ذهن دارند. توجه به این عوامل می‌تواند کمک کند ذهن در شرایط کاری بهتر عمل کند و فرد بتواند از ظرفیت واقعی خود استفاده کند.

اگر احساس می‌کنید تمرکز، تصمیم‌گیری یا کارایی ذهنی شما در محیط کار به طور مداوم کاهش پیدا کرده و این مسئله روی کیفیت زندگی یا شغلتان اثر گذاشته است، بررسی دقیق‌تر این موضوع در یک گفت‌وگوی تخصصی می‌تواند به شناسایی عوامل مؤثر کمک کند.