بسیاری از زوجها میگویند: «ما تقریباً سر هر چیزی دعوا میکنیم.» گاهی موضوع اختلاف بسیار کوچک است؛ مثل دیر جواب دادن به پیام، نحوه خرج کردن پول، یا حتی یک جمله کوتاه در پایان روز. اما چیزی که آزاردهندهتر از خود موضوع است، تکرار مداوم این دعواهاست.
در چنین شرایطی معمولاً هر دو نفر احساس میکنند دیده نمیشوند، شنیده نمیشوند یا مدام مورد انتقاد قرار میگیرند. به همین دلیل بحثهای کوچک به سرعت به مشاجرههای بزرگ تبدیل میشود.
نکته مهم این است که در بسیاری از روابط، مشکل اصلی خودِ موضوع دعوا نیست؛ بلکه الگوهایی است که در نحوه ارتباط بین دو نفر شکل گرفته است.
در ادامه به چند دلیل رایج که باعث میشود زوجها دائماً وارد چرخه دعوا شوند، میپردازیم.
۱. احساس شنیده نشدن
یکی از رایجترین دلایل دعواهای مکرر این است که یکی یا هر دو نفر احساس میکنند طرف مقابل واقعاً حرفشان را نمیشنود.
در بسیاری از مشاجرهها، هر فرد بیشتر در حال دفاع از خودش است تا فهمیدن طرف مقابل. در نتیجه گفتوگو به رقابتی تبدیل میشود برای اینکه چه کسی «حق» دارد.
وقتی کسی احساس کند حرفش جدی گرفته نمیشود یا مدام قطع میشود، احتمالاً برای بیان همان موضوع، لحن تندتری پیدا میکند. همین تغییر لحن میتواند بحث را تشدید کند.
۲. انباشته شدن دلخوریهای کوچک
بعضی از زوجها مدتها ناراحتیهای کوچک را بیان نمیکنند. شاید به این دلیل که نمیخواهند بحث راه بیفتد، یا فکر میکنند موضوع آنقدر مهم نیست.
اما این ناراحتیها معمولاً از بین نمیروند؛ بلکه در ذهن جمع میشوند. بعد از مدتی، یک اتفاق کوچک میتواند همه آن دلخوریهای قدیمی را فعال کند. در چنین لحظهای ممکن است بحثی که از یک موضوع ساده شروع شده، ناگهان به مجموعهای از گلایههای گذشته تبدیل شود.
در کار بالینی معمولاً دیده میشود که دعوای فعلی زوجها فقط درباره همان موضوع لحظه نیست؛ بلکه به احساسات حلنشده قبلی هم مربوط است.
۳. تفاوت در سبکهای ارتباطی
افراد در خانوادههای متفاوتی بزرگ شدهاند و سبکهای متفاوتی برای بیان احساسات دارند.
برای مثال:
بعضی افراد ترجیح میدهند مسئله را سریع مطرح کنند و درباره آن صحبت کنند.
بعضی دیگر وقتی ناراحت میشوند، نیاز دارند کمی فاصله بگیرند و بعد درباره موضوع حرف بزنند.
اگر این تفاوتها شناخته نشوند، ممکن است یکی از طرفین احساس کند دیگری فرار میکند، و طرف مقابل احساس کند تحت فشار قرار گرفته است. همین تفاوت ساده میتواند بارها به دعوا منجر شود.
۴. تبدیل انتقاد به حمله شخصی
نحوه بیان ناراحتی تأثیر زیادی بر واکنش طرف مقابل دارد.
مثلاً بین این دو جمله تفاوت زیادی وجود دارد:
«وقتی دیر میآیی خانه نگران میشوم.»
«تو هیچوقت مسئولیتپذیر نیستی.»
در جمله دوم، فرد به جای بیان یک احساس یا رفتار مشخص، شخصیت طرف مقابل را هدف قرار داده است. چنین جملاتی معمولاً باعث میشود طرف مقابل سریع حالت دفاعی بگیرد و بحث شدیدتر شود.
۵. استرسهای بیرون از رابطه
گاهی دعواهای مکرر فقط به خود رابطه مربوط نیستند. فشارهای بیرونی مثل مشکلات کاری، مسائل مالی، خستگی مزمن یا نگرانیهای خانوادگی میتوانند آستانه تحمل افراد را پایین بیاورند.
در این شرایط ممکن است فرد زودتر عصبانی شود یا واکنش شدیدتری نشان دهد. به همین دلیل موضوعی که در شرایط عادی شاید به یک گفتوگوی ساده ختم میشد، به یک مشاجره تبدیل میشود.
۶. تلاش برای برنده شدن به جای حل مسئله
در بعضی بحثها، هدف گفتوگو دیگر حل مسئله نیست؛ بلکه اثبات این است که چه کسی درست میگوید.
وقتی گفتوگو به رقابت تبدیل شود، هر جمله طرف مقابل ممکن است به عنوان حمله یا تهدید تعبیر شود. در نتیجه هر دو نفر بیشتر تلاش میکنند از موضع خود دفاع کنند، نه اینکه مسئله را بفهمند یا حل کنند.
این الگو معمولاً باعث میشود دعواها طولانیتر و تکراریتر شوند.
چگونه میتوان از چرخه دعواهای مکرر خارج شد؟
خروج از این چرخه معمولاً با چند تغییر کوچک اما مهم در نحوه ارتباط شروع میشود.
اولین قدم این است که زوجها تلاش کنند قبل از پاسخ دادن، واقعاً حرف طرف مقابل را بفهمند. گاهی تکرار کردن خلاصه حرف طرف مقابل میتواند کمک کند سوءتفاهم کمتر شود.
دومین نکته این است که ناراحتیها زودتر و در فضایی آرام مطرح شوند، نه زمانی که فشار و خشم زیاد شده است.
همچنین استفاده از جملاتی که با «من» شروع میشوند (مثل «من احساس میکنم…») معمولاً تنش کمتری ایجاد میکند نسبت به جملاتی که با «تو همیشه…» یا «تو هیچوقت…» شروع میشوند.
در برخی موارد، وقتی دعواها الگوی ثابت پیدا کردهاند و بارها تکرار میشوند، بررسی رابطه در فضای مشاوره میتواند کمک کند زوجها این الگوهای ارتباطی را بهتر بشناسند و راههای سالمتری برای گفتوگو پیدا کنند.
جمعبندی
دعوا در روابط عاطفی به خودی خود غیرعادی نیست. بسیاری از زوجها گاهی با هم اختلاف نظر دارند.
اما زمانی که دعواها دائماً تکرار میشوند، معمولاً نشانه وجود الگوهای ارتباطی ناکارآمد، دلخوریهای حلنشده یا فشارهای بیرونی است که رابطه را تحت تأثیر قرار دادهاند.
شناخت این الگوها و یاد گرفتن روشهای سالمتر برای بیان احساسات میتواند کمک کند گفتوگوها کمتر به مشاجره تبدیل شوند و رابطه فضای امنتری برای هر دو نفر ایجاد کند.
اگر احساس میکنید دعواهای مکرر به بخش ثابت رابطه تبدیل شده و روی آرامش یا کیفیت زندگی شما اثر گذاشته است، بررسی این الگوها در یک فضای تخصصی میتواند به درک بهتر مسئله و پیدا کردن راهحلهای عملی کمک کند.
